امروز آخرین صبح ترم یکی بودنمه خیلی ناراحتم غصه میخورم که چرا داره تموم میشه و متاسفانه من نتونستم این هفته نماز شرکت کنم و استادو ببینم مایه ناراحتیه یه ساعت و ۱۷ دقیقه دیگه میبینمش و نمیدونم تو اون لحظه باید چیکار کنم تنها چیزی که میخوام اینکه فقط با من کار کنه هرکی هرچی میخواد فکر کنه .
راستی خانم مسعودی خیلی متظاهره .
حداقل اون خودشه و از اینکه خودشه خشنوده. همه دوس دارن جای اون باشن ولی اون جایگاه الهیه .
دوباده یه خواستگار دیگه حوصله ندارم میخدام صبح تا شب با تو کار کنم واسه پیشرفتم ازدواج مانعم میشه باید ثابت قدم بمونم و به اهدافم فکر کنم.
منبع
درباره این سایت